شاهدخت تاراشاهدخت تارا، تا این لحظه: 19 سال و 1 روز سن داره
بهنود جانبهنود جان، تا این لحظه: 8 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

دخترم تارا ***پسرم بهنود

اینروزهای تارا

  به نام خدا   اینروزهای تارا به روایت تصویر....     اینجا لامپ رو خاموش کرده و برای اولین بار جرأت کرده  فشفشه بگیره تو دستش چتریهاش دیگه زیادی بلند شده بودند و جلوی دیدشو میگرفتند برای همین کوتاهش کردم   اینجا بیرون مطب دکتره و دخملی رفته اسب سواری جدیدا هروقت میخوایم بریم بیرون گیرمیده که منم باید از شال و روسریهای تو بپوشم ایندوتا از تابلوهای شاهکار هنری خانوم تاراست که هنرمندانه به دیوار پذیرایی الصاق شده همیشه نقاشی هاشو رنگین کمونی رنگ میکنه هرتیکه ایش یه رنگ اینم فرنازخانم خوشگل و خوش عکس دخترعموی دخملی END ژست و فیگورهای مدلهاست !!...
26 آذر 1391

یامن اسمه دواء

  به نام خدا   دختر گلم رو امروز دوباره بردم دکتر ، از 23آبان تا الان این سرما خوردگی به تناوب میاد و میره چند روز شدتش کم میشه و دوباره روز از نو روزی از نو / بعداز مصرف داروهای دفعه قبل یه دوره هم داروهای گیاهی رو امتحان کردم ولی افاقه نکرد و امروز که بردمش ،دکترش گفت لوزه هاش عفونت کرده اساسی بعدش پرسید تارا خانم مهد میره گفتم آره گفت بله دیگه این از اثرات مهد هستش که بچه ها مدام مریض میشن /گفتم دکتر توروخدا همه چیزو خراب نکن شما که نمیدونی ما چه ترفندها به کار بردیم تا این دخملی بالاخره دلش رضا داد و تو مهد موندگار شد. حالا شما آتو دستش ندین که همه رشته های ما پنبه بشه دیگه!!! ای پروردگار مهربانم خودت سلامتی کامل رو...
22 آذر 1391

خداوندا قرارم باش

        خدا همین جاست ؛ نیازی به سفر نیست   خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند …   خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند   خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد   خدا در جمله ی ” عجب شانسی آوردم ” است   خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو . . . ********************** دوستت دارم حضرت عشق چقدر نزدیکم حست میکنم /چقدر احساس آرامش دارم ازاینکه کنارمی / و چه خوب با استخاره به قرآنت راهنمایی ام کردی (سوره انعام آیه نوزده) همانطور که ت...
21 آذر 1391

!!!

  چشم اگر باز کنی میبینی من نه انم که تو میپنداری...!   زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات را میبینند...      برمیدارند و نشانه میروند درست به سوی خودت!!!          این است رسم ادم های دنیای ما...! ...
18 آذر 1391

آرام کن مرا ای خدای مهربان

  خدایا! درین زمانه که افکارم سخت درهم ریخته ومن ؛آشفته و سرگردانم وپریشانی حالم را خود ؛فقط می توانم درک کنم مرا با یاد خودت آرام کن مرا با ذکر خودت آرام کن مرا با حضور خودت در روانم آرامش بخش من؛ به این آرامش نیاز دارم ای خدای مهربان ...
17 آذر 1391

آخیش بالاخره خیالم راحت شد...

به نام خدا خداروشکر بزنم به تخته بالاخره تارا خانم از خرآقا شیطونه اومد پایین!( یادم باشه در مورد این خر ببخشید تصحیح میکنم الاغ ، در پایان یه داستان غم انگیز رو براتون بگم ) بله داشتم عرض میکردم /موضوع وابستگی شدید و ترس تارا  از جدایی از بابا و مامانش رو که یادتون هست؟ طبق گفته مشاور کلاس زبان رو تعطیل کردیم و در یک حرکت استراتژیک از شنبه هفته جاری دخملی رو بردیم به مهدی که نزدیک خونمونه(البته ناگفته نماند که جناب مشاور جلسه گفتگو بامربیان مهد رو که قولشو داده بودند و حق مشاوره شو نیز..... پشت گوش انداخت و نیامد. شبش خیلی از نظر روحی شارژش کردیم که فردا دبه د...
16 آذر 1391